تبلیغات
زندگی در دنیای کاروفناوری - معرفی یکی از اعجوبه های علمی دنیا
زندگی در دنیای کاروفناوری
www.nowinfan.ir *** آینده از آن علم،تکنـولوژی و خلاقیت همراه با ایمان وصداقت است
به سایت زندگی با حرفه وفن خوش آمدید****صفحات را تا آخر مشاهده نمائید**** می توانید نظر خود را در بخش نظرات  بنویسید ****در صورت تمایل درانجمن گفتگوی سایت عضو شوید **** تا باز شدن کامل صفحات کمی صبر کنید
کانال تلگرام ذره بین

لینکدونی

آرشیو موضوعی

صفحات جانبی

← آمار

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • کاربران جاری: نفر
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
اغلب مردم با چنان عجله و شتابی به سوی داشتن یک "زندگی خوب"حرکت می کنند که از کنار آن رد می شوند *** مغرور بودن به دانش خود ، بدترین نوع جهالت است *** فکرنو بسیار ظریف و حساس است با یک ریشخند کوچک می میرد و کنایه ای آن را به سختی مجروح می کند *** تنها بنائی که هر چه بیشتر بلرزد، محکمتر می شود، دل آدمی است *** لحظه ها را گذراندیم تا به خوشبختی برسیم غافل از اینکه همان لحظات خوشبختی بودند
آدرس زندگی با حرفه و فن :
www.nowinfan.ir 
و آدرس دیگر سایت:
www.nowin.tk

معرفی یکی از اعجوبه های علمی دنیا

می خواهم یکی از دانشمندان حال حاضر دنیا را به شما معرفی کنم دانشمندی که نمونه کامل مبارزه و اراده است،دانشمندی که در سطح اول علمی دنیا قرارگرفته و خیلی تعجب می کنید اگر بدانید تمام اعضای بدنش فلج شده به جز چند تا انگشتش و حتی قادر به حرف زدن نیست و تنها راه ارتباطی طبیعی خودش فقط برق چشمانش است نه چیز دیگر و بقیه ارتباطاتش فقط به کمک وسایل مصنوعی است.

فردی که زندگیش بیشتر به یک داستان شباهت داره تا واقعیت،در ادامه می توانید سرنوشت عجیب این دانشمند بزرگ را بخوانید:



ابتدا معرفی مختصر:

این اعجوبه مفلوج استفان هاوكینگ پرآوازه ترین دانشمند دهه آخر قرن بیستم است كه اكنون در دانشگاه معروف كمبریج همان كرسی استادی را در اختیار داردكه بیش از دو قرن پیش زمانی به اسحق نیوتن كاشف قانون جاذبه تعلق داشت.همچنین وی را انیشتین دوم لقب داده اند زیرا می كوشد تئوری معروف نسبیت را تكامل بخشد و از تلفیق آن با تئوری های كوانتومی فرمول واحد جدیدی ارائه دهد كه توجیه كننده تمامی تحولات جهان هستی از ذرات ریز اتمی تا كهكشان های عظیم باشد.
اینشتین معتقد بود كه چنین فرمول یا قانون واحدی می بایست وجود داشته باشد و سالهای آخر عمرش را در جستجوی آن سپری كرد اما توفیقی نیافت.
استفان هاوكینگ شهرت و اعتبار علمی خود را مدیون محاسبات ریاضی پیچیده و بسیار دقیقی است كه در مورد چگونگی پیدایش و تحول سیاهچاله های آسمانی یا حفره های سیاه انجام داده است.این اجرام فوق العاده متراكم كه به علت قدرت جاذبه بسیار قوی حتی نور امكان جدایی از سطح آن ها را نداردوجودشان بر اساس تئوری نسبیت انیشتین پیش بینی شده بود و به همین جهت هم سیاهچاله نامیده شدند.ردیابی و رویت آنها بوسیله قویترین تلسكوپ ها یا هر وسیله دیگر تا كنون ممكن نبوده است. با وجود این استفان هاوكینگ با قدرت اندیشه و محاسبات ریاضی چون و چرا ناپذیرش- نه فقط وجود سیاهچاله ها را به اثبات رسانده و چگونگی شكل گیری و تحول آن ها را نشان داده بلكه به نتایج جالبی در رابطه این اجرام با كیفیت وقوع انفجار بزرگ Big Bang در آغاز پیدایش كیهان دست یافته است كه در دانش فیزیك اختری و كیهان شناسی اهمیت بسزایی دارد و به عقیده صاحبنظران بنای این علوم را در قرن آینده تشكیل خواهد داد.

كتاب جدید هاوكینگ در این زمینه كه بعنوان سیاهچاله ها و جهان های نوزاد انتشار یافت در محافل علمی جهان مثل یك بمب صدا كرد و شگفتی فراوان برانگیخت. اما قبل از اشاره خلاصه ای می آوریم از زندگی نویسنده اش كه براستی از كتاب او شگفتی بر انگیز تر است .


زندگی نامه استفان هاوکینگ:


استفان هاوكینگ در 8 ژانویه 1942 در شهر دانشگاهی آكسفورد زاده شد و دوران كودكی و تحصیلات اولیه اش را در همان شهر گذرانید. از همان زمان به علوم ریاضیات علاقه داشت و آرزوی دانشمند شدن را در سر می پروراند اما در مدرسه یك شاگرد خودسر و بخصوص بد خط شناخته می شد و هرگز خود را در محدوده كتاب های درسی مقید نمی كرد بلكه چون با مطالعات آزاد سطح معلوماتش از كلاس بالاتر بود همیشه سعی داشت در كتاب های درسی اشتباهاتی را گیر بیاورد و با معلمان به جر و بحث و چون و چرا بپر دازد !
استفان هاوکینگ دانشمند
پدر و مادرش از طبقه متوسط بودند با یك زندگی ساده در خانه ای شلوغ و فرسوده اما مملو از كتاب كه عادت به مطالعه را در فرزندانشان تقویت می كرد. فرانك پدر خانواده پزشك متخصص در بیماری های مناطق گرمسیری بود و به همین جهت نیمی از سال را به سفرهای پژوهشی در مناطق آفریقایی می گذرانید. این غیبت های متوالی برای بچه ها چنان عادی شده بود كه تصور می كردند همه پدر ها چنین وضعی دارند. و مانند پرندگان هر ساله در فصل سرما به مناطق آفتابی مهاجرت می كنند و بعد به آشیانه بر می گردند. در عین حال غیبت های پدر نوعی استقلال عمل و اتكا به نفس در بچه ها ایجاد می كرد.

استفان در 17 سالگی تحصیلات عالیه را در رشته طبیعی آغاز كرد و از همان زمان به فیزیك اختری و كیهان شناسی علاقه مند شد زیرا در خود كنجكاوی شدیدی می یافت كه به رمز و راز اختران و آغاز و انجام كیهان پی ببرد. سالهای دهه60 عصر طلایی كشف فضا- پرتاب اولین ماهواره ها و سفر هیجان انگیز فضانوردان به كره ماه بود و بازتاب این وقایع تاریخی در رسانه ها جوانان را مجذوب می كرد. بعلاوه استفان از كودكی عاشق رمان های علمی تخیلی بود و مطالعه آن ها نیز بر اشتیاق او به كسب معلومات بیشتر در فیزیك و نجوم و علوم دیگر می افزود. او دوره سه ساله دانشگاه را با موفقیت به پایان برد و آماده می شد تا دوره دكترا را در رشته كیهان شناسی آغاز كند اما . . .



اما به دنبال احساس ناراحتی هایی در عضلات دست و پا استفان در ژانویه 1963 یعنی آغاز بیست و یكسالگی مجبور به مراجعه به بیمارستان شد و آزمایش هایی كه روی او انجام گرفت علائم بیماری بسیار نادر و درمان ناپذیری را نشان داد. این بیماری كه به نام ALS شناخته می شود بخشی از نخاع و مغز و سیستم عصبی را مورد حمله قرار می دهد و به تدریج اعصاب حركتی بدن را از بین می برد و با تضعیف ماهیچه ها فلج عمومی ایجاد می كند بطوریكه بمرور توانایی هرگونه حركتی از شخص سلب می شود. معمولا مبتلایان به این بیماری بی درمان مدت زیادی زنده نمی مانند و این مدت برای استفان بین دو تا سه سال پیش بینی شده بود.

نومیدی و اندوه عمیقی را كه پس از آگاهی از جریان بر استفان مستولی شد می توان حدس زد. ناگهان همه آرزوهای خود را بر باد رفته میدید. دوره دكترا-رویای دانشمند شدن - كشف رمز و راز كیهان - همگی به صورت كاریكاتورهایی در آمدند كه در حال دورشدن و رنگ باختن به او پوزخند می زدند. بجای همه آن خیال پردازیهای بلند پروازانه حالا كاری بجز این از دستش بر نمی آمد كه در گوشه ای بنشیند و دقیقه ها را بشمارد تا دوسال بعد با فلج عمومی بدن زمان مرگش فرا برسد.

به اتاقی كه در دانشگاه داشت پناه برد و در تنهایی ساعتها متفكر و بی حركت ماند. خودش بعدها تعریف كرده است كه آن شب دچار كابوسی شد و در خواب دید كه محكوم به اعدام شده است و او را برای اجرای حكم می برند و در آن موقعیت حس كرد كه هر لحظه زندگی چقدر برایش ارزشمند است. بعد از بیداری به یاد آورد كه در بیمارستان با یك جوان مبتلا به بیماری سرطان خون هم اتاق بوده و او از فرط درد چه فریادهایی می كشید. پس خود را قانع كرد كه اگر به بیماری لادرمانی مبتلاست اما لااقل درد نمی كشد. بعلاوه طبع لجوج و نقادش كه هیچ چیز را به آسانی نمی پذیرفت هشدار داد كه از كجا معلوم كه پیش بینی پزشكان درست از كار در بیاید و چه بسا كه از نوع اشتباهات كتب درسی باشد!

اما آنچه به او قوت قلب و اعتماد به نفس بیشتری برای مبارزه با نومیدی و بدبینی داد آشنایی اش در همان ایام با دختری به نام (جین وایلد) بود كه بعد ها همسرش شد و نقش فرشته نگهبانش را به عهده گرفت. جین اعتقادات مذهبی عمیقی داشت و معتقد بود كه در هر فاجعه ای بذر امیدی وجود دارد كه با استقامت و قدرت روحی می تواند رشد كند. و بارور شود. باید به خداوند توكل داشت و از ناكامیهایی كه پیش می آید خیزگاههایی برای كامیابی ساخت.

جین دانشجوی دانشگاه لندن بود اما تحت تاثیر هوش فوق العاده و شخصیت استثنایی استفان چنان مجذوب او شده بود كه هر هفته به سراغش می آمد و ساعتی را به گفتگوی با او می گذرانید و آمپول خوشبینی تزریق می كرد.آنها پس از چندی رسما نامزد شدند و استفان تحصیلات دانشگاهی اش را از سر گرفت زیرا برای ازدواج با جین می بایست هرچه زودتر دكترای خود را بگیرد و كار مناسبی پیدا كند.

و او طی دو سال با اشتیاق و پشتكار این برنامه را عملی كرد در حالیكه رشد بیماری لعنتی را در عضلاتش شاهد بود و ابتدا به كمك یك عصا و سپس دو عصا راه می رفت. ازدواجش با جین در سال 1965 صورت گرفت و او چنان غرق امید و شادی بود كه به پیش بینی دو سال پیش پزشكان در مورد مرگ قریب الوقوعش نمی اندیشید.

پروفسور استفان هاوكینگ اكنون 61 سال داردو ظاهرا بیش از یك ربع قرن قاچاقی زندگی كرده است. البته اگر بتوان وضع كاملا استثنایی او را در حال حاضر زندگی نامید.!

استفان هاوکینگ دانشمند برجستهپیش بینی پزشكان در مورد بیماری فلج پیش رونده او نادرست نبود و این بیماری اكنون به همه بدنش چنگ انداخته است. از اواخر دهه 60 برای نقل مكان از صندلی چرخدار استفاده می كند و قدرت تحرك از همه اجزای بدنش بجز دو انگشت دست چپش سلب شده است. با این دو انگشت او می تواند دكمه های كامپیوتر بسیار پیشرفته ای را فشار دهد كه اختصاصا برای او ساخته اند و بجایش حرف می زند. و رابطه اش را با دنیای خارج برقرار می كند زیرا از سال 1985 قدرت تكلم خود را هم ازدست داده است.

در آن سال او پس از بازگشت از سفری به درو دنیا برای مدتی در ژنو بسر می برد كه مركز پژوهشهای هسته ای اروپاست و دانشمندان این مركز جلسات مشاوره ای با او داشتند. یك شب كه استفان هاوكینگ تا دیر وقت مشغول كار بود ناگهان راه نفس كشیدنش گرفت و صورتش كبود شد بیدرنگ او را به بیمارستان رساندند و تحت معالجات اضطراری قرار دادند. معمولا مبتلایان به بیماری ALS در مقابل ذات الریه حساسیت شدیدی دارند و در صورت ابتلای به آن میمیرند كه این خطر برای استفان هاوكینگ هم پیش آمده بود و گرفتن راه تنفس او ناشی از ذات الریه بود. پس از چند روز بستری بودن در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان سرانجام با اجازه همسرش تصمیم گرفته شد كه با عمل جراحی مخصوص مجرای تنفس او را باز كنند اما در نتیجه این عمل صدای خود را برای همیشه از دست می داد.

عمل جراحی با موفقیت صورت گرفت و بار دیگر استفان از خطر مرگ جست. هر چند قدرت تكلم خود را از دست داد اما با جایگزینی كامپیوتر مخصوص سخنگو ارتباط او با اطرافیانش حتی بهتر از سابق شد زیرا قبلا بعلت ضعف عضلات صوتی با دشواری و نارسایی زیاد صحبت می كرد. كامپیوتر سخنگو را یك استاد آمریكایی كامپیوتر در كالیفرنیا برای او ساخت و تقدیمش كرد. برنامه ریزی این دستگاه شامل سه هزار كلمه است و هر بار كه استفان بخواهد سخنی بگوید می بایست با انتخاب كلمات و فشردن دكمه های كامپیوتر به كمك دو انگشتش كه هنوز كار می كنند جمله مورد نظرش را بسازد و صدای مصنوعی به جای او حرف می زند. البته اینگونه سخنگویی ماشینی طولانی تر است اما خود استفان كه هرگز خوشبینی اش را از دست نمی دهد عقیده دارد كه به او وقت بیشتری می دهد برای اندیشیدن آنچه می خواهد بگوید و سبب می شود كه هرگز نسنجیده حرف نزند.

ویلچر یا صندلی چرخدار استفان كه بوسیله آن رفت و آمد می كند نیز از پیشرفته ترین پدیده های تكنولوژی است و با نیروی الكتریكی حركت می كند. وی اتكای زیادی به ویلچر خود دارد چون علاوه بر حركت با آن وسیله ای برای ابراز احساساتش نیز محسوب می شود. مثلا اگر در یك میهمانی به وجد آید با ویلچرش به سبك خاص خود می رقصد و چنانچه صبر و حوصله اش را در مورد یك شخص مزاحم از دست بدهد در یك مانور سریع از روی پاهای او رد می شود !!! بسیاری از شاگردانش ضربه چرخهای ویلچر او را تجربه كرده اند و به گفته خودش یكی از تاسف هایش این است كه طعم این تجربه را به مارگارت تاچر نچشانده است !

یكی از شگفتیهای این آدم مفلوج و نحیف كه به ظاهر باید موجودی تلخ و غمزده و منزوی باشد شوخ طبعی و شیطنت كودكانه اوست كه بخصوص در برق نگاه هوشمندانه و رندانه اش دیده می شود. در حالیكه اجزای چهره اش بی حركت و فاقد هرگونه واكنش احساسی و عاطفی هستند اما چشمانش می درخشند.


انگار به هزار زبان با مخاطب سخن می گویند. او بهیچوجه خودش را منزوی نكرده است. به كنسرت و پارك می رود. در رستوران غذا می خورد. در انجمن های دانشجویان شركت می كند. و سر به سر شاگردانش كه همیشه او را سوال پیچ می كنند می گذارد. شیوه شیطنت آمیزش اینست كه پاسخگویی را گاهی عمدا كش می دهد و در حالیكه پرسش كنندگان پس از چند دقیقه انتظار پاسخ مفصلی را برای سوال خود پیش بینی می كنند با یك كلمه بله یا نه از كامپیوتر سخنگویش همه را به خنده می اندازد.

این اعجوبه فاقد تحرك عاشق جنب و جوش و گشت و سیاحت است و تا كنون دوبار به سفر دور دنیا رفته و حتی از چین و دیوار باستانی آن دیدن كرده است. همچنین در صدها كنفرانس و سمینار علمی شركت كرده است و به ایراد سخنرانی پرداخته است. كه البته این سخنرانی ها قبلا در نوار ضبط و در روز كنفرانس پخش می شود.



از نكات جالب دیگر در زندگی استفان هاوكینگ یكی هم اینست كه او در سالهای اولیه زناشویی اش با جین وایلد از او صاحب سه فرزند شد یك دختر و دو پسر. لذت پدری و احساس مسئولیت در تامین زندگی فرزندان یكی از مهمترین انگیزه هایی بود كه او را در مقابله با مشكلاتش یاری داد زیرا با طبع لجوج و بلندپروازش اصرار داشت كه بهترین امكانات زندگی و تحصیل را برای بچه هایش فراهم كند و این امر مخارج هنگفتی روی دستش می گذاشت. هزینه خودش هم كم نبود چون می بایست به دو پرستار تمام وقت و یك دستیار حقوق بپردازد و درامد استادی دانشگاه كفاف این مخارج را نمی داد. به همین جهت در اواسط دهه 80 به فكر نوشتن كتاب افتاد و در سال 1988 كتاب معروف خود به نام ( تاریخ كوتاهی از زمان) را منتشر كرد.

در این كتاب كه به فارسی هم ترجمه شده است استفان هاوكینگ به زبان ساده و قابل فهم عامه پیچیده ترین مسائل فیزیك جدید و كیهان شناسی و بخصوص ماهیت زمان و فضا را بررسی كرده و نظریات و محاسبات خودش را شرح داده است. بی آنكه خواننده را با فرمولها و معادلات ریاضی بغرنج گیج كند. اما به رغم سادگی بیان و جذابیت مباحث بسیاری از مردم از آن سر در نمی آورند. زیرا ایده های مطرح شده در كتاب در سطح بالای علمی است. با وجود این كتاب مزبور 8 میلیون نسخه به فروش رفته و 183 هفته در لیست 10 كتاب پرفروش جهان قرار داشته است و طبعا چنین موفقیت بیمانندی مشكلات مادی استفان را برای همیشه حل می كند.

كتاب جدید استفان به نتایج پژوهشها و یافته های او درباره ی سیاهچاله ها اختصاص دارد. این اجرام مرموز و فاقد نورانیت آسمانی كه بر اساس تئوری پذیرفته شده ای در سالهای اخیر از فروریزی و تراكم ستارگان سنگین وزن پس از اتمام سوخت هسته ای آن ها پدید می آیند ستارگان دیگر را در اطراف خود می بلعند و با افزایش جرم و در نتیجه دستیابی به نیروی جاذبه قویتر به تدریج ستارگان دورتر را به كام می كشند. بدینگونه در سیاهچاله ها ماده به حدی از تراكم می رسد كه هر سانتی متر مكعب آن می تواند میلیونها و حتی میلیاردها تن وزن داشته باشد و نیروی جاذبه آنچنان قوی است كه نور و هیچگونه تشعشعی امكان خروج از سطح آن ها را ندارد. به همبن جهت ما هرگز نمی توانیم حتی با قویترین تلسكوپها این غولهای نامرئی را ردیابی كنیم.

اما استفان هاوكینگ در كتاب تازه اش برداشتهای متفاوتی از سیاهچاله ها ارائه داده است و با محاسبات خود به این نتیجه می رسد كه این اجرام بكلی فاقد نورانیت نیستند و بعلاوه موادی را كه از ستارگان دیگر جذب و بلع می كنند در مرحله نهایی تراكم به حالتی انفجار گونه از یك كانال دیگر بیرون می ریزند. منتها آنچه دفع می شود به همان صورتی نیست كه بلعیده شده است. به عبارت دیگر سیاهچاله ها نوعی بوته زرگری هستند كه طلا آلات مستعمل را به شمش تبدیل می كنند. از كانال خروجی عناصر تازه در یك جهان نوزاد تزریق می شود كه می توان آن را در مقابل سیاهچاله ( سپید چشمه) نامید.

شاید سالها طول بكشد تا صحت و سقم نظزیه های جدید استفان هاوكینگ روشن شود زیرا آنقدر تازگی دارد كه عجیب به نظر می رسد. اما عجیب تر از آن مغز این مرد است كه این نظزیه پردازی ها و رهگشائیها از آن می تراود. او برای محاسبات طولانی و پیچیده ریاضی و نجومی خود حتی از نوشتن ارقام روی كاغذ محروم است و باید همه این عملیات بغرنج را در مغز خود انجام بدهد و نتایج را در حافظه اش نگهدارد بدینگونه فقط با مغزش زنده است و به قول دكارت چون فكر می كند پس وجود دارد.

اما این موجود این آدم معلول و نحیف و عاجز از تحرك و تكلم یك سرمشق است . . . .

برای آن ها كه با امید و استقامت و تلاش بیگانه اند . . .

برای آن ها كه تواناییهای انسان و ارزش اندیشه سالم و سازنده را دست كم می گیرند . . .

برای بدبین ها و منفی باف ها كه در افق دید خود جهان را به گونه سیاهچاله ای مخوف و ظلمانی می بینند . . . .

یک سخن از  استفان هاوكینگ :  در آنسوی هر سیاهچاله ای ، سپید چشمه ای وجود دارد .


منبع     physics.ir


» آشنایی با پیشرفته ترین و پیچیده ترین فناوری ساخته دست بشر ( یکشنبه 5 مهر 1394 )
» حقایق عجیبی درباره کلاغ ها ( جمعه 25 اسفند 1391 )
» اتفاقات بدن در یک 24 ساعت - بسیار جالب ( جمعه 20 بهمن 1391 )
» کارگاه برق مدرسه منگور کردستانی-سوم 1 و سوم 2 ( جمعه 15 دی 1391 )
» کارگاه برق مدرسه منگور کردستانی-دوم 1 و دوم 2 ( یکشنبه 3 دی 1391 )
» تصاویری جالب از دیوار چین ( چهارشنبه 12 مهر 1391 )
» درس ادب به مسافر نژادپرست ( پنجشنبه 9 شهریور 1391 )
» عکسهای کارگاه و کارعملی کلاسهای اول مدرسه شهیدباکری-رمز:شماره تلفن مدرسه ( دوشنبه 16 مرداد 1391 )
» تولید برق از زندانیان ( چهارشنبه 14 تیر 1391 )
» درمان بیمار آلمانی مبتلا به ایدز برای اولین بار در جهان ( پنجشنبه 25 خرداد 1391 )
» معدن داری در فضا ( سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 )
» عجایب بدن انسان و آمارهایی جالب از اعمال روزانه انسان ( شنبه 9 اردیبهشت 1391 )
» نوروز 91 مبارک باد ( سه شنبه 1 فروردین 1391 )
» داستان کوتاه باسواد-بی سواد ( دوشنبه 15 اسفند 1390 )
» عاقبت مصرف مواد مخدر + تصویر جالب ( شنبه 15 بهمن 1390 )
» برنج فروشی که امپراطوری سامسونگ را به وجود آورد! ( شنبه 3 دی 1390 )
» تست تمرکز جالب - آیا شما نابغه اید؟ ( سه شنبه 1 آذر 1390 )
» تغییرات دوره راهنمایی و اضافه شدن بازدید به حرفه و فن ( یکشنبه 1 آبان 1390 )
» یک رویداد علمی و باز هم تایید اسلام و قرآن + تصاویر بسیار جالب ( پنجشنبه 21 مهر 1390 )
» چینی ها چه جوری درست می کنند؟ + تصاویر ( شنبه 12 شهریور 1390 )
» دو داستان جالب: قرآن و ناپلئون - دکتر مصدق در دادگاه لاهه ( سه شنبه 25 مرداد 1390 )
» امن ترین محل نشستن در وسایل نقلیه کجاست؟ ( جمعه 3 تیر 1390 )
» اخطار ( شنبه 28 خرداد 1390 )
» اعداد شگفت انگیز ( سه شنبه 17 خرداد 1390 )
» زلزله ای به بزرگی 4.2 درجه درمقیاس ریشتر اشنویه ،نقده و پیرانشهر را لرزاند + تکمیلی ( جمعه 6 خرداد 1390 )
» سوء تفاهم (داستان کوتاه و جالب) ( دوشنبه 15 فروردین 1390 )
» چیزهایی که زلزله نتوانست از مردم ژاپن بگیرد. ( جمعه 27 اسفند 1389 )
» آلبوم تصاویر کارگاه حرفه و فن مدرسه شهیدباکری 89-88 ( جمعه 22 بهمن 1389 )
» شرح اردوی جنوب درس آمادگی دفاعی ( سه شنبه 5 بهمن 1389 )
» ابتکار جالب برای ایجاد کارگاه سیار در مدرسه شهید باکری ( سه شنبه 5 بهمن 1389 )


بازگشت به صفحه اصلی سایت


تماس با ما
کانال تلگرام ذره بین
کانال تلگرام ذره بین

آلبوم تصاویر مدرسه

درباره نویسنده

بــا تغییرات جدیــد نظـــــام آموزشی درس کاروفناوری بـه عنوان یکــــی از مفیــدترین دروس، دانش آموزان مبتـــکر و خــلاقی را بــــار می اوردکه بـه جـای مدرک گرایـی و رفتن در پـی مطـالب حفــظی کـم ارزش و امیــدداشتن به استـــخدام،خود خـــلّاق و کــارآفرین شوند.
دردرس کـاروفناوری دانـش آموزان عـلاوه بر به دست آوردن اعتـــماد به نفس به دلیــل انجام کارهای عملی باانواع مهارتهای فنی آشنـا میشوند که هم در زندگی شخصــی به کارشان می آیدو هم می تواند جرقه ی علاقه به رشته ها و مشاغل فنی را درآنها به وجود آورد.
موضوعات متنوع کاروفناوری به دانش آموزان فکرکردن و خـــلاقیت یاد می دهدو آنها را از سربار بودن رها میکند.کاروفناوری تنها امیــد جــامعه برای کم شدن فاصله علــم و عمــل بوده و میتواند نویدبخش پیشرفت و تکنولوژی باشد.
در این وبلاگ آمیخته ای از مطالب روز درمورد علـم و تکنـولوژی مرتبط با کــاروفناوری و هـر مطلب مفیددیگری برای دانش آموزان علاقمند قرار می گیرد.
آدرس اصلی: www.nowinfan.ir
آدرس کوتاه: www.nowin.tk
مدیر سایت: سیروان مولودپور

جستجو در مطالب

لینکستان

آرشیو

تقویم

PageRank Checking Icon